امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

اولین یلدا

  پسر بهـــاري ! دوباره نفس كشيدمت ، اين بار طـــولاني تر از شبهاي ديگر . و من چه عاشقانه نفس هايت را شمردم . در آخرین شب بلند پاییزی در کنارهم نظاره گر ورود زمستان با نگین برفیش میشویم. زمستان را با هم سپري ميكنيم تا به فصلي برسيم كه  تو  مهمان قلبــم شدي . و مي مانيم در انتظار بهـــار ...   همه ي لحظـه هاي پاياني پاييزت ، پر از خش خش آرزوهــاي قشنـگ . يلدايت مبـــارك فرشته !   به بلند ترين شب سال قســـم ؛ بي بهــــانه دوستت دارم .     عزیز جانم امسال اولین یلدایی که تو در کنار مایی و  3 نفری  یلدا رو  تج...
23 بهمن 1392

مرواریدات مبارک

مرواريدهاي زيبايت ، يكي پس از ديگري ...   عشق من ! سلام سلام صد سلام من اومدم با دندونام انار دونه دونه پسر دارم دردونه، قشنگ و مهربونه انار دونه دونه سه چهار روز که عزیزم گرفتار دندونه انار دونه دونه توی دهن پسرم یه گل زده جوونه گل نگو مرواریده مثله طلا ،سفیده میخوام نشونتون بدم صاحب مروارید شده یواش یواش و بیصدا شده جزء کباب خورا   پسر نازم اولین دندونت 16 آبان 1392 از تو صدف بیرون اومد.7ماه و 15 روزت بود. فرشته ی مهربون یکی یکی مرواریدهای سفید رو برات هدیه اورده. منم به رسم معمول آش دندونی پختم. ظرفهای آش دندونی پسرم در ک...
23 بهمن 1392

دنیای من

دلم لحظه ای میخواهد! که تو باشی...   همین کنار نزدیک به من    درست روبروی چشم هایم   همنفس نفسهایم   خیره شوم به لبهایت دست بکشم به تک تک اعضای صورتت بعد چشم هایم را ببندم و... "ببوسمت" آن لحظه دنیای من تمام میشود. "به خدا که واقعا تمام میشود"                                                                                             &nbs...
22 بهمن 1392

همه ی هستی من

ميداني که همه فکر و زندگي من تو شده اي و تمام لحظه ها نام تو را در    قلبم زمزمه ميکنم.   ميدانم که نميداني از زندگي برايم عزيزتري - زندگي در مقابل تو برايم    کمترين چيز است.                                                                                                                   ...
22 بهمن 1392

پسرم گوهر من

  پسرم! با تو سخن میگویم گوش كن، با تو سخن میگویم : زندگی در نگهم گلزاریست و تو با قامت چون نیلوفر ـ شاخه پر گل این گلزاری من در اندام تو یك خرمن گل می بینم گل گیسو ـ گل لبها ـ گل لبخند شباب من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم گل تقوا ـ گل عفت ـ گل صد رنگ امید گل فردای بزرگ گل دنیای سپید *** میخرامی و تو را مینگرم چشم تو آینه روشن دنیای منست تو همان خرد نهالی كه چنین بالیدی راست، چون شاخه سر سبز و برومند شدی همچو پر غنچه درختی، همه لبخند شدی ...
22 بهمن 1392

آشیانه

  کنار آشیانه تو آشیانه می کنم فضای خانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه می کنم    ...
21 بهمن 1392

پسرم تاج سرم

پسرم پسرم روشنی نور دو چشمان منی بهترین هدیه ای از جانب یزدان منی پسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی من روح من، جان من و شادی دوران منی پسرم لحظه میلاد تو هرگز نرود از یادم غنچه نورس من ، باغ گلستان منی پسرم تا که تو باشی دو جهان در نظرم فردوس است عشق دیرین من و نیمه پنهان منی پسرم شادی تو موجب آرامش دنیای من است شادمان زیست نما، جانی و جانان منی پسرم... گوهرم ... همه ایام کنم شکر به درگاه خداااااااااااااا بودنت خواست خدا بود چو ایمان منی ...
21 بهمن 1392

کودکی

پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن   باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر   عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی   با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان   لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما   قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادربزرگ   ماجرای ب...
20 بهمن 1392

مادر

  مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر *** کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد: در ميان تعداد بسياري از فرشتگان، من يکي را براي تو  در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوز اطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه: اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند  و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس ...
20 بهمن 1392